خرید بک لینک
من خواستم دیوانگی های تو باشملب وا کنم، قصه کنی، نای تو باشممن خواستم یک عمر چون گرد غریبیدلبستهٔ امروز و فردای تو باشممن خواستم، باور بکن میل خودم بودتصویر حزن آلود رویای تو باشممن خواستم، من خواستم، لعنت به من باداینکه فقط محو تماشای تو باشماینکه فقط زندانی طرز نگاهتاینکه پریشانیّ دنیای تو باشمپس مو به مو، پس مو به مو، پس مو به مو آهتقریر مسکون الفبای تو باشممن خواستم، با اینهمه میخواهم آریاینبار شکل ناشکیبای تو باشملب وا کنی، قصه کنم، از بهت تا بهتعصیان تو باشم، مدارای تو باشماز این مصیبت گاه که زندانی توستپس می روم، یک آن اگر جای تو باشممن که غریبان مردمم کی می توانم؟زنجیر در زنجیر در پای تو باشملب بر لبم بگذار از این زندگانیبگذار شاید من تقاضای تو باشم  + نوشته شده در  ۱۴۰۰/۱۲/۲۴ &nbsp توسط وحیدطلعت  | 

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:27

صفحه بندی